
خانواده مادری ابراهیم
موزه میراث بغدادی
داستان «مادر شوهر و عروس» یکی از داستانهای شناختهشده در جامعه عراق است. این داستان، رابطه اغلب پیچیده بین مادر شوهر (مادر پسر) و عروس (همسر پسر) را منعکس میکند، رابطهای که بسته به تربیت و شرایط، ممکن است پر از درگیری و رقابت یا تفاهم و محبت باشد.
از زمانی که «ابراهیم» ازدواج کرد، اوضاع شروع به تغییر کرد. او بیشتر وقت خود را با همسرش میگذراند، با او در اتاقشان مینشست، میخندید و درباره چیزهایی صحبت میکرد که مادرش از آنها خبر نداشت، گویی حالا تمام دنیای او حول محور همسرش میچرخید.
این موضوع از چشم مادر ابراهیم پنهان نماند.
یک روز، وقتی «ابراهیم» با همسرش در اتاقشان نشسته بود و گپ میزدند، مادرش بیرون در ایستاد و شروع به فریاد زدن کرد:
«والای، پسرم! در را به روی خودت بستی، چه اتفاقی دارد میافتد؟ چه چیز مهمی داری؟ چرا اینقدر به او چسبیدهای؟ مگر از او سیر نشدهای؟»
خانواده مادری ابراهیم
Arabic · English
این ایستگاه را با روایت بشنوید — رایگان در اپلیکیشن
اپ